تاريخ : شنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩٠ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : رئیسی


 

۱ـ علی مردان خان:

 

علیمردان خان از
مادری به نام بی بی مریم ، معروف به سردار مریم بختیاری زاده شد. بی مریم دختر
حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و مادرش بی بی فاطمه دختر علیرضا خان کیانرسی بود . بی
بی مریم در جنگ اول جهانی........

۲-بی بی مریم :

بی بی مریم دختر
حسینقلی خان. ایلخانی کل بختیاری و خواهر علیقلی خان سردار اسعد فاتح تهران و مادر
(علی مردان خان) قهرمان مبارزه با رژیم شاه در حدود سال ۱۲۹۰هـ.ق بدنیا
آمد..........


۱ـ علی مردان خان:

 

علیمردان خان از
مادری به نام بی بی مریم ، معروف به سردار مریم بختیاری زاده شد. بی مریم دختر
حسینقلی خان ایلخانی بختیاری و مادرش بی بی فاطمه دختر علیرضا خان کیانرسی بود . بی
بی مریم در جنگ اول جهانی که بخشهایی از ایران اشغال و زیر نفوذ نیروهای استعمارگر
روسی و انگلیسی قرار گرفته بود به طرفداری از نیروهای آلمان و عثمانی و علیه
نیروهای اشغالگر روس و انگلیس قیام کرد . بقول پروفسور گارثویت: این پیرزن برجسته
روحی سرکش و فکری مستقل داشت و در تعیین سیاست بختیاری به ویژه در جنگ جهانی اول
نقش مهمی ایفا کرد.
پدر علیمردان خان، علیقلی خان چهارلنگ بود که در جوانی در
اثر توطئه ای فامیلی وفات یافت و کودکی خود را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار
اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند و به مکتب رفت تا اینکه در سال ۱۳۰۲ بعد از مجزا
شدن طوایف چهارلنگ از هفت لنگ به همراه برادر خود محمد علی خان به عنوان روسای این
طایفه تعیین گردیدند . در سال ۱۳۰۰ با تشکیل حزب ستاره بختیاری علاقه و گرایش شدیدی
به این حزب پیدا کرد ...

علیمردان خان در سال
۱۳۰۷ جمعیتی به نام هیئت اجتماعیه بختیاری مرکب از ۱۲ نفر از سران و کلانتران
بختیاری تشکیل داد . سپس در تنگ گزی و شوراب اجتماع کردند و راه جنوب به شمال
بختیاری را با انفجار پل شالو بستند و آماده حمله به فریدن شدند که دولت با شتاب
سردار فاتح و محمدتقی خان ،امیر جنگ را برای مذاکره نزد آنها فرستاد . در همین زمان
طوایف زراسوند، بامدی، احمد خسروی ، دینارانی و بابادی به نهضت پیوستند و محمدرضا
خان سردار فاتح و سردار اقبال هم عملا از نهضت پشتیبانی کردند. ولی مذاکرات خوانین
بختیاری با علیمردان بی نتیجه ماند . در سال ۱۳۰۸ دهکرد(شهرکرد امروزی)و اکثر مناطق
بختیاری به دست نیروهای هیئت اجتماعیه تصرف و یا به آنان پیوستند .
دولت رضا
شاه هراسان از این قیام تمام نیروهای خود در سراسر کشور را برای سرکوب به فرماندهی
تیمسار شاه بختی بسیج و روانه منطقه کرد. در زمانی که هیئت اعزامی برای صلح با
علیمردان خان و دیگر سران نهضت در روستای زرد و یا در حومه قهوه رخ ( قه فرخ )
مشغول مذاکره بودند از همه طرف بختیاری مورد تهاجم ارتش قرار گرفت . از جنوب ، لشگر
اهواز به فرماندهی سرهنگ محتشمی ، از غرب لشگر خرم آباد به فرماندهی سرتیپ تاج
بخشاز شمال سرهنگ بهادر بختیاری و تیمسار شاه بختی حمله را کامل کردند.
منطقه
سفید دشت که مدت ۲۰ روز یک تیپ ارتش در محاصره بختیاری ها بود، با جنگی خونین به
تصرف دولت درآمد و نیروهای بختیاری عقب نشینی کردند. علیمردان خان و یارانش بعد از
یک سال درگیری و جنگ پارتیزانی با وساطت بعضی از خوانین تسلیم و به تهران انتقال
یافت ولی با امدنش به تهران توطئه برای مرگ او هم شروع شد . بعد از مدتی به همرا
سردار فاتح و سردار اقبال و چند نفر دیگر دستگیر و به زندان قصر منتقل گردید و
حماسه دوم حماسه ساز بختیاری آغاز گشت . حماسه اول او نبرد بر علیه دیکتاتوری و
استعمار بود و حماسه دوم که عظیم تر از حماسه اول اوست مقاومت دلیرانه و بی باکانه
او و مرگ شجاعانه و مظلومانه اش می باشد. مرگی که عین زندگی بود آن هم یک زندگی
حماسی و قهرمانانه . علیمردان خان با مقاومت مردانه خود باعث تحسین معروفترین رجال
سیاسی و زندانی گردید و در سپیده دم یکی از روزهای اسفندماه ۱۳۱۳ این راد مرد
بختیاری را جلوی جوخه اعدام بردند
.

نویسنده نامدار ،
بزرگ علوی اینطور می نویسد: علیمردان خان جامه ای زیبا بر تن کرده و سر و روی خود
را آراسته و با گامهای بلند واستوار و قامتی رسا حلاج وار بدون اینکه ذره ای از ترس
به دل راه دهد به قتلگاه نزدیک می شد. او رفت تا شهادت مظلومانه دیگری را بر صفحه
جنایات رژیم دیکتاتوری رقم زند.

هنگامی که از برابر
جوخه اعدام می گذشت با جبینی باز و لبانی پر از خنده با آنها احوالپرسی کرد، وقتی
یکی از دژخیمان می خواست چشم هایش را ببندد به آرامی دستمال را از دستش گرفت و گفت:
پسرم!! بگذار تا این صحنه جالب و تماشایی را که قطعا مافوقان شما را خوشحال می کند
من هم در آخرین لحظات حیاتم به چشم ببینم چرا که تا کنون من شیری را دست و پا بسته
در مقابل مشتی شغال ندیده بودم.

سید جعفر پیشه وری از
قول یکی از زندانبانان که شاهد اعدام آن شیر بیشه بختیاری بود می نویسد : در آخرین
لحظات که می خواستند اورا به جوخه دار ببندند ، با صدای رسایش فریاد برآورد زنده
باد ایران و آزادی که با صفیر چند گلوله خاموش شد.

لحظاتی بعد جسد بی
جان مردی که دلی چون شیر و عزمی پولادین داشت، ودر میدانهای جنگ هیچ رزمنده ای پشت
او را ندیده بود دَمَر به پای چوبه دار بر زمین در غلطید. که چه خوش تصویر می کند
شاعر ، ذهن شیر علیمردان را در آخرین لحظات جان دادن :
علیمردان خان با مرگ خود
مردی، دلیر، آزادگی، وطن دوستی و نفرت از دیکتاتوری و استبداد را شهادت داد و به
قول روانشاد استاد مهراب امیری ، به موازات هر قطره خونی که از پیکر سردار رشید
بختیاری بر روی زمین می چکید هزاران قطره اشک از چشمان مشتاقان و علاقه مندان او بر
روی گونه های رنگ پریده شان می غلطید، مردان جامه دریدند و دیرکهای بهونها را پایین
کشیدند، زنان موی سر بریدند، شعرا رثای او مرثیه ها سرودند و آهنگسازان ترانه
شیرعلیمردان را ساختند. هنوز چوپانان در قله های منگشت، کلار، تاراز و زرده (
زردکوه ) اوازش می خوانند .

۲-بی
مریم:

بی بی مریم دختر
حسینقلی خان ایلخانی کل بختیاری و خواهر علیقلی خان سردار اسعد فاتح تهران و مادر
علی مردان خان قهرمان مبارزه با رژیم شاه در حدود سال ۱۲۹۰هـ.ق بدنیا آمد. مادرش بی
بی فاطمه دختر علی رضا خان از طایفه ی کیان ارثی چهارلنگ بود. لذا بی بی مریم از
جهت مادر نسبش به محمدتقی خان کیان ارثی چهارلنگ که در مبارزه با قاجارها شهرت داشت
می رسید. ایلخانی از بی بی فاطمه تنها صاحب همین یک دختر شد. او. در کنار شش برادر
و دوازده خواهر ناتنی در خانه ی ایلخانی زندگی می کرد. چهل روز پس از تولد بی بی
مریم، پدرش ایلخانی او را نامزد علیقلی خان پسر محمدعلی خان نمود. علیقلی خان از
طایفه ی محمودصالح شاخه ی چهارلنگ بختیاری بود. پدرش محمدعلی خان از خوانین بزرگ
چهارلنگ بود که به نوشته ی بی بی مریم سالها با دولت قاجار مبارزه داشت. جد آنان
علی مردان خان بود که در زمان افشاریه ادعای سلطنت داشته و با کریم خان زند
جنگید.بی بی مریم حدوداً نه ساله بود که پدرش حسینقلی خان ایلخانی به دستور
ناصرالدین شاه و به دست ظل السلطان در 27 رجب 1299هـ.ق به قتل رسید. از آن پس دوران
دربدری و بدبختی خانواده ی ایلخانی به ویژه مریم کوچک آغاز گردید. اما هفت سال بعد
با آزاد شدن برادر بزرگ مریم به نام اسفندیارخان سرداراسعد از زندان ظل السلطان،
خانواده ی ایلخانی دوباره به خوشبختی و قدرت رسیدند. در این هنگام یعنی هفت سال پس
از مرگ ایلخانی و سالها پس از مرگ محمدعلی خان چهارلنگ، مقدمات ازدواج و عروسی بی
بی مریم با علیقلی خان چهارلنگ فراهم گردید. بی بی مریم آنچنان که در خاطرات خود می
نویسد هیچ تمایلی به سر گرفتن این ازدواج نداشته و به برادرهای خود اصرار بر گرفتن
طلاق نموده بود. اما خان چهارلنگ حاضر به صرف نظر کردن از بی بی مریم نشد. سرانجام
عروسی برقرار گردیده و بی بی مریم در سن پانزده سالگی به خانه ی شوهری رفت که به
نوشته ی وی چهل ساله بوده و چندین زن و فرزند داشت. او به مدت چهارسال و شش ماه
همسر علیقلی خان چهارلنگ بود. در این مدت وی بر روی مزاج شوهر خویش نفوذ داشته و
قدرت بسیاری در میان چهارلنگ ها به دست آورد. اما شوهر وی به مرگ طبیعی یا مطابق
نوشته ی بی بی مریم توسط سمی که برادر بزرگش به وی خورانیده بود درگذشت. بی بی مریم
از علیقلی خان چهارلنگ دارای سه پسر شد که یکی از ْنها در کودکی درگذشته اما دو پسر
دیگر وی به نامهای علی مردان خان و محمدعلی خان بعدها در زمان سلطنت رضاشاه به قیام
بر ضد دولت مرکزی برخاسته و نام خود را درفهرست حماسه سازان تاریخ ثبت کردند. با
مرگ شوهر بی بی مریم به نزد برادران خویش بازگشته و با مادر خود زندگی نمود. او
حاضر به ازدواج مجدد با چهارلنگ ها نگردید. پس از مدتها زندگی نزد مادر و برادران،
فتح اله خان ضیغم السلطنه(سردار ارشد بعدی) پسر عموی در گذشته اش مصطفی قلی خان از
او خواستگاری نمود اما بی بی مریم که عموزاده ی خود را خوب می شناخته است به هیچ
وجه حاضر به ازدواج با وی نمی گردید. سرانجام با اصرار و سماجت فتح اله خان و فشار
برادران بی بی مریم، وی با اکراه و بی میلی به ازدواج عموزاده درآمد که دارای چندین
زن عقدی، صیغه ای و چندین فرزند بود. فتح اله خان فردی بوالهوس بوده که در فساد
اخلاق و بی عفتی ید طولایی داشته است. بی بی مریم در خاطرات خود گوشه هایی از فساد
اخلاق، بی عفتی و بی شخصیتی شوهر خویش را بر ملا می سازد و از بدبختی ها و مشکلاتی
که با این شوهر داشته ایست سخن می گوید. فتح اله خان زنان و فرزندان شرعی و املاک و
اموال ارثی خویش را در چهارمحال و بختیاری تنها و بی صاحب گذاشته و در عوض در
اصفهان ضمن نوکری ظل السلطان به گذراندن وقت در کنار دلبران خویش مشغول بوده است.
از سوی دیگر برادران بی بی مریم که نقاط ضعف شوهر خواهر خود را می دانستند در تلاش
بودند تا املاک وی را در چهارمحال و بختیاری به چنگ بیاورند اما بی بی مریم با قدرت
و صلابت در مقابل برادران خویش ایستاده و با دشواری بسیاری از حقوق و املاک شوهر
معلوم الحال خویش دفاع می نمود. او در این راستا حتی تا پای زد و خورد با برادران
خویش پیش رفت. او سرانجام از دست هوسبازی، بی عاری و بی غیرتی شوهر خویش خسته شده و
خواستار طلاق گردید اما برادران وی گرفتن طلاق را از شوهر جایز ندانسته و لذا بی بی
مریم در سن سی سالگی بدون اخذ طلاق از فتح اله خان جدا گردید

مطابق توافقی که میان
فتح اله خان و بی بی مریم صورت گرفت و برادران بی بی مریم نیز حاضر و ناظر بودند
قرار گردید که بی بی مریم بر سر املاک فتح اله خان مانده و به تربیت و بزرگ کردن
پسرش مشغول شود اما هرگز زندگی زناشویی با فتح اله خان نداشته باشد. او از فتح اله
خان فرزندانی متعددی داشته که اغلب آنها قبل و یا بعد از تولد از بین رفتند و علت
آن را پزشکان بیماری فتح اله خان به خاطر هوسبازی هایش تشخیص دادند. تنها پسری از
وی بنام مصطفی قلی خان بجا ماند که بعدها داماد سردار ظفر برادر بی بی مریم گردید.
بی بی مریم پس از جدا شدن از فتح اله خان بر سر املاک و خانه ی وی مانده و به تربیت
پسر خویش مشغول گردید. بی بی مریم در طی جنگ جهانی اول به همراه عده ای از خوانین
بختیاری چون ابراهیم خان ضرغام السلطنه و پسرش ابوالقاسم خان بختیاری، سردار معظم،
سردار صولت و دیگران جانب آلمانی ها را گرفت.

برخلاف عده ای از
خوانین بختیاری چون سردار محتشم، سردار ظفر و سردار جنگ که از متفقین و انگلیسی ها
حمایت کردند. این شیرزن بختیاری در حمایت از متحدین و آلمان ها به شعار و حرف اتکا
نکرده بلکه اسلحه به دست گرفته و با انگلیسی ها و روسها جنگید. او نیز همچون خیلی
از رجال ملی و وطن پرست دریافته بود که با بهره گیری از کمک متحدین به ویژه آلمان
می توان به منافع روسیه و انگلیس ضربه زده و آنها را از ایران اخراج نمود. نمی توان
بی بی مریم و دیگر میهن دوستان ایران طی جنگ جهانی اول را ژرمانوفیل و یا وابسته به
آلمان دانست. بلکه در آن روزگار عملی ترین راه جنگیدن با دشمنان دیرینه ی ایران
یعنی روس و انگلیس و رهایی از چنگال آنها همکاری با دشمن قدرتمند آنها یعنی آلمان
بوده است و سایر راه حل ها و شیوه ها برای دفاع از میهن کاربرد عملی نداشته است.

بی بی مریم رهبری یک
عده سرباز آلمانی را در خاک بختیاری بر عهده گرفت. او در جریان حمله سربازان روسی
به آلمانها، کاردرف شارژدافر سابق آلمان را به همراه آلمانی های دیگر به مدت بیش از
یک ماه در خانه ی خود در سورشجان پناه داده و مورد پذیرایی قرار داد. به علت حمایت
های بی دریغ بی بی مریم از آلمان ها، سربازان روسی و عوامل ایرانی آنها همچون پسران
ظل السلطان خانه و اسباب اثاثیه ی وی در اصفهان را غارت و تخریب نمودند. اما بی بی
مریم دست از ضدیت با انگلیسی ها و روس ها و حمایت از آلمان ها نکشیده و همچنان به
مبارزه ی خود با قوای متجاوز روس و انگلیس ادامه داد. او در جنگ هایی که خوانین
جوان و میهن پرست بختیاری در نزدیکی اصفهان بر ضد ضد قوای اشغالگر روسیه به راه
انداخته بودند به همراه بعضی از عناصر آلمانی حضور داشت.

اما آنها در این جنگ
شکست خوردند. لذا بی بی مریم پس از مدتی پذیرایی از کاردرف و همراهانش چون می ترسید
که آنها به چنگ روسها بیفتند وسائل مسافرت آنها را به خاک عثمانی فراهم نمود.
کاردرف از خاک بختیاری روانه ی کرمانشاه و از آنجا از طریق خاک عثمانی به آلمان
رفت. او ماجرای حمایت شیرزن بختیاری بنام بی بی مریم ازآلمانها و نجات دادن جان خود
و همراهانش را برای ویلهلم دوم امپراتور دوم تشریح کرد. لذا امپراتور نیز برای
قدرشناسی از حمایت های سخت و بی دریغ بی بی مریم از آلمانها، تمثال میناکاری و
الماس نشان خود را برای او فرستاد. بی بی مریم از آن پس به خاطر شجاعت بی نظیری که
در مقابل اشغالگران نشان داده بود و هدایایی که امپراتور آلمان برایش فرستاده بود
به سردار مریم مشهور گردید.

جریان مبارزات بی بی
مریم بختیاری با انگلیس ها در طی قرارداد۱۹۱۹ و کودتای ۱۲۹۹ همچنان ادامه یافت به
طوری که دکتر محمد مصدق حاکم فارس در زمان کودتای ۱۲۹۹ پس از مخالفت و عزل از
اصفهان راهی بختیاری شد و مدتها مهمان سردار مریم بود.

بی بی مریم بختیاری
در سال ۱۳۱۶هـ. ش سه سال پس از شهادت فرزندش علی مردان خان در اصفهان به دستور
رضاشاه، زندگی را بدرود گفت.



  • اس ام اس دون | ریه