تاريخ : دوشنبه ٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۳:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : رئیسی

سردار اسعد از سران انقلاب مشروطه و فاتح تهران



تاريخ : پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢ | ٩:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : رئیسی

از ماست که بر ماست. اینقدر کوتاه امده ایم که همین میشود توهین پشت توهین .در تاریخ نوشته شده بعد از فتح تهران توسط مجاهدان بختیاری ظل السطان میترسید که بخاطر اجحافاتی که به بختیاریها کرده بود مورد انتقام سردار اسعد قرار بگیرد اما سردار اسعد اونو بخشید. ولی شاید ده بختیاری اینو ندونه و همون اشتباهی رو کرد که کریم خان زند کرد لطفعلی خان کرد ولی نلسون ماندلا که اون بخشش رو با زندانبانانش کرد مورد تعریف و بعد دریافت جایزه صلح قرار گرفت. هنوز که هنوزه فیلمی در مورد بی بی مریم ساخته نشده یا قدم خیر. وقت اونه که بختیاریها دست از لفظ بختیاریشون بردارند و با سایر اقوام لر در استانهای کشور با این تخریب قوم لر که مدتی است رواج پیدا کرده به مبارزه برخیزند سالهای سال بود که به هموطنان اذری باجک ساختن توهین میکردند حالا نوبت لرها و بعد . . .اهانت به قوم بزرگ لربختیاری هرزگاهی توسط کمال تبریزی یا معتضدها نشان از کینه عمیق کسانی دارد که با تاریخ این مرزبوم بیگانه اند ! لرهای بختیاری برخلاف وطن فروشی قجرها که سه چهارم این سرزمین را درعهدنامه ترکمن چای وگلستان برای بقای خود واگذار کرده اند درزمان افشاریه و زندیه بیشترین جان فشانیها را برای ایران زمین داشته اند- …کمال تبریزی وامثال معتضد کمی به خود زحمت دهند وبه تاریخ ششصد سال گذشته رجوع کنند!..تا برای لقمه ای نان اینقدر هنر وسینما وتاریخ را روزمرگی وکاسبی تنزل ندهند!…آقای کمال تبریزی بهتر است سریالی را نیز درخصوص قاجاریه وافتضاحات حرمسرایی این طایفه نیزبه نمایش گذاشته تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد!…….



تاريخ : چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢ | ٢:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رئیسی

بَختیاری نام یکی از قوم‌های بزرگ لر ایران معروف به لر بزرگ است که در زاگرس میانی سکونت دارند. لر کوچک نیز نقریباً ساکنین لرستان و ایلام امروزی هستند. برای نخستین بار حمدلله مستوفی در شمارش طوایف لر بزرگ از بختیاری نام برده است طایفه‌ای که ظاهراً بعدها قدرت و شوکت بیشتری یافته و سرانجام اکثر منطقه لر بزرگ با همان نام بختیاری شناخته شده است...

در روزگار صفوی نام بختیاری از واژهٔ بختیاروند که یکی از طایفه‌های مهم این منطقه بود بر روی لر بزرگ نهاده شد. با این حال منابع تاریخی در اوایل سده‌ی هشتم نام بختیاری را متذکر شده‌اند.[۱]

در اوایل پادشاهی فتح‌علی‌شاه قاجار، بختیاری جزء خاک فارس بود و رود کارون جداکنندهٔ فارس و عراق عجم به‌شمار می‌آمد. از سال ۱۲۵۲ قمری بختیاری گاهی جزء فارس و گاهی جزء حکومت خوزستان بود.[۲]

بختیاری‌ها در طول تاریخ منطقه همواره حضور سیاسی، نظامی و اقتصادی موثری داشته‌اند، به‌ویژه حضور ایشان در انقلاب مشروطه بسیار برجستگی دارد. نخستین کسی که تلاش در مستند کردن تاریخ بختیاری‌ها کرد و در مورد آنان کتاب نوشت سردار اسعد بختیاری است که در کتاب تاریخ بختیاری به شمه‌ای از گذشته بختیاری‌ها و سایر لرها اشاره کرده است . از نظریاتی که درباره نام بختیاری وجود دارد این‌است که بختیاری‌ها همان باختری ها یا ساکنانِ زاگرسِ باختری هستند. بختیاری‌ها دودمان اتابکان لر (هزار اسفیان) را تشکیل دادند که مرکز آن ایذه بود.

زیستگاه

بختیاری‌ها در استان‌های چهارمحال و بختیاری شامل محل‌های لار که از سورشجان(سروشگان) شروع و تا سودِجان ادامه دارد ومتعلق به طوایف بهداروند و مُنجِزی باب و طوایفِ راکی و همچنین دیگر عشایر بختیاری و منطقه میزدج(مکان ایزدجی ها)از منطقه جونقان کنونی شروع و تا کوهرنگ ادامه دارد و هم اکنون هم کوهرنگ جداشده است و منهای طایفه فروزنده و امانی ها که ترکِ بلوردی هستند دیگر طایفه های سکنه جونقان، بختیاری هستند و فارسانی‌ها که بیشترِ مهاجرت‌های صورت گرفته در آن از منطقه شیراز بوده است. دیگر طوایف سهید و دینارونی باب و بابادی و... هستند واما نام کیار را از کوه کلار از ایل دورَکی گرفته شده واز دستنا شروع و تا گهرو ادامه دارد تا منطقه سیبک که گویش و آداب آن‌ها بختیاری است و همچنین منطقه گندمان از گلوگرد شروع و تا دوراهان پایان می یابد و منهای طوایف کمی از شهر بلداجی (که قشقائی هستند و اصالتاً بختیاری می باشند اما در حال حاضر به زبان ترکی صحبت می کنند).اما خارج از محل‌های بختیاری شامل شهرکرد، فرخشهر تا منطقه سامان با اینکه اصالتاً بختیاری نیستند و بیشتر از مناطق باختری به آنجا کوچیده اند اما امروزه در قلمرو جغرافیایی بختیاری و بخشی از تاریخ و هویت بختیاری محسوب می‌گردند. همچنین این پراکندگی در قسمت بزرگی از خوزستان شامل مسجد سلیمان، ایذه و بخش هایی از اهواز تا هندیجان و ماهشهر و قسمت‌هایی از اصفهان (داران و فریدون شهر تا مرز گلپایگان و خوانسار و زرین شهر) و همچنین قسمتی از لرستان که بیشتر شامل شهرستان‌های الیگودرز و ازنا می‌باشد هم انجام شده است.

شهرکرد یا با گویش محلی دهکُرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری و به عبارتی مرکز بختیاریِ سردسیری است. مرکز بختیاری گرمسیری هم ایذه در خوزستان است. با این وجود ساکنین اصلی شهرکرد کرد نبوده واغلب از طایفه‌های گوناگون تشکیل شده است. مانند بنی طالبی‌ها از گیلان غرب و واحد از حبشه و تمدن‌ها و مختاری‌ها که از دراویش یزد بودند و همچنین طوایف نَمدمالان از هندوستان که از عهد اتابکان مهاجرت نموده اند و طوایف نافیان‌ها، عبدللهی‌ها، استکی‌ها، بلالی‌ها از توف-اسپیدِ کوهرنگ، صَفرپورها و... که ریشه در تاریخ قدیم دهکرد دارند، بختیاری‌اند اما کم‌کم با لهجه لِنجانی خوگر شده‌اند و این لهجه شباهت و اشتراکات زیادی با لهجه اصفهانی های امروزی دارد. با نگاهی اجمالی به تاریخ قدیم دهکرد متوجه می شویم افراد خیر ونیکوکار آن از جمله بی‌بی‌گوهر بختیار با وقف زمین مجتمع امام صادق به بی‌سرپرستان و یتیمان وهمچنین زمین بیمارستان کاشانی و ملک استانداری کنونی در شهرکرد از طایفه راکی در هاله‌ای از گمنامی مکتوم مانده است.....

 



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩٢ | ٩:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : رئیسی
  1. بمناسبت در گذشت بزرگمردی از ایل بختیاری زنده یاد  حاج هوشنگ رئیسی کاجی روحش شاد و یادش گرامی .                                                                                                                در در گرماگرم اغاز بهار طبیعت خبر بسیار ناگوار و مصیبت غم انگیز درگذشت راد مردی از خطه بختیاری ما را بر اجاق سردی نشاند که اکنون چون لاله ها داغ به دل مانده ایم. رادمردی که به روش پدران خود خود تلاشش حل مشکلات هم تباران و هم دردی با برادران خود بود. با رفتن خود بهارمان را خزان و دلهایمان را خون نمود. تا کی بنشینیم تا سوار سردیاری چون ایشان از راه برسد و گرد غم از رخمان بزداید و ایین مهربانی را تازه تر کند..


تاريخ : شنبه ٢۳ دی ۱۳٩۱ | ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : رئیسی
 
5 شهر جدید به نقشه تقسیمات
کشوری اضافه شد
 
وزیران عضو کمیسیون سیاسی و دفاعی تصویب کرد؛ شهرهای
گوجان، چلیچه، کاج، دشتک و سرخون در استان چهار محال و بختیاری
ایجاد می شود
 

دولت با توجه
به بافت جغرافیایی منطقه و با هدف توزیع بهینه و عادلانه خدمات، با ایجاد 5 شهر
جدید در استان چهار محال و بختیاری موافقت کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی
دولت، وزیران عضو کمیسیون سیاسی و دفاعی بنا به پیشنهاد وزارت کشور و به استناد
ماده (13) قانون تعاریف و ضوابط کشوری –مصوب 1362- با چند تغییر در جغرافیای استان
چهار محال و بختیاری موافقت کرد که بر این اساس، روستای گوجان از توابع دهستان
میزدج علیا بخش مرکزی شهرستان فارسان استان چهار محال و بختیاری به شهر تبدیل و به
عنوان شهر گوجان شناخته می شود.

 

بر اساس این مصوبه روستای کاج از توابع دهستان پشتکوه بخش مرکزی شهرستان اردل به شهر تبدیل و
به عنوان شهر کاج شناخته می شود.

لبخند.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ | ۱:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : رئیسی
 
 

علیقلی خان ایلخانی (سردار اسعد دوم) پسر سوم و چهارمین فرزند حسین قلی خان
ایلخانی از تیره هفت لنگ بختیاری و نوۀ دختری نجف خان به سال 1274 ق /1858م در چهار
محال در منطقه‌ای قشلاقی دیده به جهان گشود.1 علیقلی خان از خردسالی نسبت به برادران خود
برتری داشت. وی به مناسبت هوش و ذکاوت فطری بیش از سایر فرزندان مورد توجه ایلخانی
قرار گرفت.

 

علیقلی خان پس از گذراندن دوران طفولیت در اوایل جوانی به تحصیل مشغول شد و
پس از آموختن زبان عربی و قرآن به تحصیل علوم خارجی از جمله زبان فرانسوی پرداخت.
حسین قلی خان معلمی برای تعلیم وی در نظر گرفت. وی در اندک زمانی زبان فارسی و خط
تحریر را فرا گرفت و پس از آن به مقدمات عربی و ادبی از نحو و صرف و منطق و بدیع و
بیان و امثله عرب مشغول گردید............ بقیه در ادامه مطلبلبخند



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠ | ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ | نویسنده : رئیسی
نویسنده : رئیسی   
                                                                           

                     نگاهی به مبارزات مردم منطقه اردل با خوانین

وقتی رضا شاه به قدرت رسید یکی از اقداماتی که انجام داد تضعیف قدرت خوانین بود. وی برای اینکار و کاهش نفوذ خوانین ، چند اداره دولتی از جمله اداره دارایی ، اداره ثبت اسناد و املاک و سازمانی برای خلع سلاح عشایر در شهرکرد مستقر نمود. خوانین به شدت نگران بودند که این ادارات موی دماغ آنها شده و حوزه قدرت آنها را تضعیف می نماید. به همین دلیل بین این سازمانها و خوانین تنش و اختلاف ایجاد گردید. از سوی دیگر در دوره انتقال قدرت از قاجازیه به پهلوی که نوعی آشفتگی بر اوضاع مملکت حاکم بود ، خوانین فرصت را معتنم شمرده و به مردم ظلم و اجحاف بیشتری می کردند. تقابل بین خوانین و ادارات دولتی سبب گردید تا مردم جرات اظهار نظر ، اعتراض و شکایت پیدا کنند.بر همین اساس اعتراضات مردمی بالا گرفت به ویژه در روستاهای چهارمحال و پشتکوه این اعتراضها شدیدتر و گسترده تر بود.

در منطقه پشتکوه روستاهای اردل و ناغان به مرکز و کانون هدایت این اعتراضها تبدیل گردید. اردل و ناغان قبل از به قدرت رسیدن حسین قلی خان چندان مورد توجه نبودند و دارای سکنه ثابتی نیز نبود. اما وقتی حسین قلی خان به ایلخانی کل بختیاری رسید ، بناهایی را در ناغان احداث نمود تا در زمستان که ایل به گرمسیر کوچ می کرد آن دسته از خانواده و اطرافیانش که نمی توانستند به گرمسیر بروند ، در این مکان زمستان را بگذرانند. برادرش حاج امامقلی خان نیز در اردل همین کار را کرد و عده ای نیز به تبع آنها در این دو منطقه سکنی گزیدند. به این ترتیب ، ناغان در اختیار حسین قلی خان و اردل در تملک امامقلی خان قرار گرفت. هر چه قدرت و اقتدار این دو نفر بیشتر می شد بر اهمیت و جمعیت این دو روستا نیز بیشتر افزوده می شد. دامنه اعتراضهای مردمی زمانی شدت و گسترش پیدا کرد که خوانین قصد داشتند املاک خود را قانوناً به ثبت رسمی برسانند. خوانین که خود را مالک بلامنازعه اراضی حاصلخیز منطقه می دانستند ، هر نقطه و مکانی را  که تشخیص می دادند ، ارزش اقتصادی بالایی دارد ، به عنوان ملک شخصی به ثبت می رساندند. اینکار خوانین ، موجی از نارضایتی را ایجاد کرد. مهمترین این اعتراضها عبارت بودنداز:
1- در اردل برادران والی پور ( مهدی و فتح الله) دست بکار شدند و علیه فرزندان حاج ایلخانی به ویژه سردار اشجع شکایت ها و اعتراضهایی را تسلیم مقامات دولتی در کردند و در اردل ، شهرکرد و اصفهان برای دفاع از حقوق خود به تلاش گسترده ای دست زدند و با ارسال تلگرافهای زیادی به تهران مراتب شکایت ، ناراضایتی و اعتراض خود به مقامات دولتی گزارش می کردند.
2-  در ناغان محمد درویش رئیسی معروف به «ملا درویش » و خانجان بهرامپور سردستگی اعتراضات را رهبری می کردند. ملا درویش در میان مردم ناغان و پشتکوه چهره ای محبوب و ظلم ستیز بود. مبارزه ملا درویش با خوانین باعث شده بود که وی از سوی خوانین مورد آزار و اذیت بسیاری قرار بگیرد. تقابل وی با خوانین وقتی بالا گرفت که خوانین از وی خواستند فرماندهی نیروهای بختیاری در حمله به ستون نظامی در شلیل را بپذیرد اما وی سرباز زد و نپذیرفت.
3- در چهراز آخوند میرزا علی چهرازی که یک روحانی سرشناس بود ، هدایت اعتراضها را بر عهده داشت. وی باغ و ملکی در روستای دزک داشت که لطفعلی خان امیر مفخم آن را به تصرف در آورده بود.
4- در باجگیران ، گل سفید ، دوپلان و تخته چوب نیز مشایخ عباسی نسبت به اقدامات محمدرضاخان سردار فاتح به شدت معترض بودند.
گروهی از اهالی منطقه نیز از خوانین جانبداری می کردند. اقلیتی که طرفدار خوانین بودند و غالباً از کداخدایان یا ریش سفیدان نزدیک به خوانین بودند ، معروف به « خانی » یا طرفداران خوانین بودند. در مقابل خوانین و طرفدارانشان ، اکثریت مردم و مخالفان خود را « شاهی » خطاب می کردند یعنی در راستای اقدامات دولت و شاه حرکت می کنند. به کرات نیز به مقامات دولتی گزارش می کردند که این اشخاص افکاری بلشویکی دارند و ایادی حزب توده و مشتی آشوبگر و خودسرهستند......
بقیه در ادامه .........



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠ | ٢:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : رئیسی

 ابوالقاسم خان فرزند لطفعلی خان امیر مفخم بود و اغلب در چهارمحال بختیاری و خوزستان به سر می برد و یکی از مالکین بزرگ منطقه بخصوص در قراء اردل . اورکان.ممکا.اندیکا و ایذه بود. ابوالقاسم خان از خوانین تحصیل کرده در اروپا بود که پس از اتمام تحصیلات به وطن باز گشت و در میان ایل بختیاری رشد و نمو نمود. در سالهای 1321 تا 1332 هجری .ش حقوق بختیاری توسط حکومت پهلوی پایمال شده بود. در ان زمان میان دو قطب متضاد  خوانین یعنی اولاد ایلخانی و حاج ایلخانی مخالفت شدید بوجود امد و منشاء ان مخالفت ها پیرامون مناصب حکومتی و قدرت طلبی بود. هر یک از ان دو قطب سعی در تضعیف دیگری می نمود .به همین منظور دولت وقت از درگیری انان سوئ استفاده نموده و انان را به جان هم می انداخت.(تفرقه بیانداز و حکومت بکن) در این زمان سپهبد تیمور بختیار در جه تیمساری داشت و بعدها به ریاست سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک)منصوب شد.ابوالقاسم خان برادر زاده سپهبد تیمور بختیار بود .                                                                                                      پس از درگیری ابوالقاسم خان با قوای دولتی که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد کثیری از نظامیان شاه شد و انان را در چندین نقطه ضعیف و ناتوان کرد.شاه بوسیله سپهبد بختیار برای ابوالقاسم خان امان نامه فرستاد .ان امان نامه همراه با یک جلد کلام الله مجید ممهور شده بود.                                                                                                                                                                                                                                                                                 به ابوالقاسم خان وعده دادند که به تهران بیاید و خواسته های خود را به عرض شاه برساند.شاهنشاه  نیز تقبل نموده است که به وی منصب ومقام عطا فرماید.با این نیرنگ ابوالقاسم خان به تهران می رود اما شاه(محمدرضا )به او امان نداده و حتی با او کلمه ای سخن نگفته و دستور داد او را روانه زندان نمایند.. پس از محاکمات فرمایشی .ان مدافع بزرگ ازادی و پاسدار حقوق بختیاری و عده ای از دلاور مردان هم رزمش را به جوخه اعدام سپردند.                                                                                                                                                                                                                                  بی بی عظیمه همسر ابوالفاسم خان از زنان لایق و سیاستمدار و دختر نصیر خان(سردارجنگ)بود و در مبارزات ابوالقاسم خان علیه شاه .او را یاری و همراهری می نمود.در تدارکات پشت جبهه عملیات جنگ از جمله جمع اوری نیرو و سواران جنگجو و اسلحه و خواروبار و توان مالی به رزمندگان بختیاری کمک می کرد. در یکی از ابیات حماسی ان روزگار این بیت جلب توجه می کرد:                                                                                                                                                      کاغذ بنویسم به بی بی عظیمه                                                                         زر بده فشنگ بخر جنگ وست به دیمه                                                                                                                                                                          

 



  • اس ام اس دون | ریه